ابوتراب

ابوتراب

در این پست آیاتی که اهلسنت از اونها به عنوان آیاتی که در مذمت توسل هستند یاد میکنن،
از نگاه تفاسیر اهلسنت بررسی می کنیم.





اینبار هم روایاتی در باب فضیلت زیارت امام رضا (ع)
لطفا به ادامه مطلب برید...
فراموشی پیامبر !
صلی بنا النبی صلى الله علیه وسلم الظهر رکعتین ثم سلم ثم قام إلى خشبة فی مقدم المسجد و وضع یده علیها وفی القوم یومئذ أبو بکر وعمر فهابا أن یکلماه وخرج سرعان الناس فقالوا قصرت الصلاة وفی القوم رجل کان النبی صلى الله علیه وسلم یدعوه ذا الیدین فقال یا نبی الله أنسیت أم قصرت فقال لم أنس ولم تقصر قالوا بل نسیت یا رسول الله قال صدق ذو الیدین فقام فصلى رکعتین ثم سلم ثم کبر فسجد مثل سجوده أو أطول ثم رفع رأسه وکبر ثم وضع مثل سجوده أو أطول ثم رفع رأسه وکبر .

پیامبر دو رکعت نماز با ما خواند و سلام داد. آن گاه برخاست و به سوی تخته ای که همیشه در حال سخنرانی در مسجد بدان تکیه می زد، رفت. در آنجا ایستاد و دستش را بر آن قرار داد آن روز ابوبکر و عمر هم بودند ولی هیبت رسول خدا مانع شد که آن دو سخنی بگویند. آنهایی که عجله داشتند گفتند پیامبر نماز را کم کرد و آنها به سرعت از مسجد خارج شدند تا این که در میان مردم ذوالیدین برخاست و گفت:
ای رسول خدا، آیا فراموش کردی، یا نماز کم شده؟! حضرت فرمود: نه فراموش کردم و نه نماز کم شده است. آن گاه از دیگران سؤال کرد: آیا مطلب همان طور است که ذوالیدین می گوید و من نماز را کم خوانده ام؟ صحابه عرضه داشتند: بله یا رسول الله، شما نماز را کم خواندید! پس از این سخن، با وجود فاصله ای طولانی که ایجاد شده بود پیامبر دوباره به جای خود بازگشت و نماز را ادامه داد و دو رکعت نماز دیگر خواند و سجده سهو به جای آورد... .

(صحیح البخاری، کتاب الأدب، حدیث ۶۰۵۱)

خودکشی پیامبر (ص)!

وفتر الوحی فترة حتى حزن النبی صلى الله علیه وسلم فیما بلغنا حزنا غدا منه مرارا کی یتردى من رءوس شواهق الجبال فکلما أوفى بذروة جبل لکی یلقی منه نفسه تبدى له جبریل فقال یا محمد إنک رسول الله حقا فیسکن لذلک جأشه وتقر نفسه فیرجع فإذا طالت علیه فترة الوحی غدا لمثل ذلک فإذا أوفى بذروة جبل تبدى له جبریل فقال له مثل ذلک.

مدّتی وحی بر پیامبر قطع شد، غم واندوه او به انداره ای زیاد شد که به کرّات تصمیم‌ گرفت خود را از بلندی‌ های کوه به پایین پرتاب‌ کند. ولی هرگاه بالای کوه می‌رسید تا خود را از آن به پایین پرت‌کند، جیرائیل او را دلداری‌ می‌داد و می‌گفت: «ای محمد! تو فرستاده‌ی خدایی»!
(صحیح البخاری، کتاب التعبیر، حدیث ۶۹۸۲)

خدا پنج انگشت دارد !

إنا نجد أن الله یجعل السموات على إصبع والأرضین على إصبع والشجر على إصبع والماء والثرى على إصبع وسائر الخلائق على إصبع.

خداوند آسمان ها را بر انگشت اول، زمین ها را بر انگشت دوم، درختان را بر انگشت سوم، آب و خاک را بر انگشت چهارم و  سایر آفریدگان را بر انگشت پنجم میگذارد.

(صحیح البخاری، کتاب التفسیر، حدیث ۴۸۱۱)