افسانه خداناباوران باهوش تر
کپی کردن متن مقاله

 از رندی اولسون (Randy Olson) پژوهشیار دانشگاه میشیگان، متخصص هوش مصنوعی، حیات مصنوعی و محاسبات فرگشتی، چندین بار درخواست شده است که همبستگی میان IQ و دینداری را تحلیل کند. در نوشتار زیر تحلیل اولسون از متون منتشر شده موجود درباره این موضوع آمده است که در سایت دانشگاه میشیگان انتشار یافته است.


 شواهد موجود در سطح کشوری


 یکی از اندک مقالات علمی که توانستم درباره این موضوع بیابم و تحت همتراز خوانی قرار گرفته است، عنوان آن صراحتا این است "در 137 کشور، هوش متوسط نرخ خداناباوری را پیش بینی می کند". این مقاله داده های مربوط به IQ و دینداری را از "137 کشور که 95 درصد جمعیت جهان را دارند" تحلیل می کند و ادعا می کند کشور هایی با مردم باهوش تر خداناباوران بیشتری نیز دارند. من داده های آن مقاله را به صورت زیر رسم کردم (نمودار 1).


نمودار 1


 آن چه می بینیم رابطه ای بسیار ضعیف میان دینداری ملی و IQ متوسط ملی است. یک مرتبه، حدود 20 درصد جمعیت خداناباور هستند، IQ جمعیت نزدیک 100 است. حتی بدتر این که در محدوده نزدیک به صفر درصد خداناباور، محدوده وسیعی از IQ های ملی میان 64 تا بیش از 100 قرار گرفته اند - البته همراه خوشه ای از کشور های دارای IQ پایین که به نظر می رسد پیش برنده نوعی "تمایل" باشند [تمایل کشور های دارای IQ پایین به دینداری].


 اگر روی کشور های دارای کمترین IQ نمودار تمرکز کنیم، متوجه می شویم که بسیاری از آن ها کشور های فقیر مثلا آفریقا هستند. این امر من و دیگر افرادی که موضوع را مورد بررسی قرار داده اند به تعجب وا می دارد که ثروت یک کشور بهتر به پیش بینی هوش متوسط مردم آن کمک می کند. گذشته از این ها، هر چه ثروت متوسط مردم بیشتر باشد، فرصت بیشتری برای اختصاص دادن به پیگیری امور فکری دارند.


 آشکار است اگر به درآمد مابازای هر شخص، به جای دینداری نگاه کنیم، همبستگی ای بسیار بهتر با IQ متوسط می بینیم (نمودار 2). همبستگی میان دینداری و IQ ضعیف تر از آن است که نشان دهد دینداری هوش را در سطح ملی پیش بینی می کند. هر کس که ادعای دیگری داشته باشد به پوشال چنگ می اندازد [کنایه از عمل بیهوده].


نمودار 2


 شواهد در سطح فردی


 در پژوهش جنجالی دیگری درباره این موضوع، ساتوشی کانازاوا ادعا کرد که توضیح داده است "چرا لیبرال ها و خداناباوران باهوش تر هستند". در این مقاله کانازاوا داده های مربوط به مطالعه طولانی مدت دانش آموزان را از دبیرستان تا بزرگسالی، تحلیل کرده است.


 مطالعه به خوبی اطلاعات مربوط به مذهبی بودن دانش آموزان و نتیجه آزمون استاندارد IQ آن ها را شامل می شود. کانازاوا این متغیر ها را با هم مخلوط کرده و مدعی می شود که داده ها نشان می دهند که خداناباوران گرایشی به باهوش تر دارند. من نسخه ای کمتر عوام فریبانه از نمودار کانازاوا کشیدم (نمودار 3). خودتان داده ها را قضاوت کنید.


نمودار 3


 این جاست که باید درباره اندازه تاثیر در برابر اهمیت آماری فکر کنیم. مذهبی ترین بزرگسالان IQ متوسط معادل 97.14 دارند در حالی که بزرگسالان خداناباور IQ متوسط معادل 103.09 دارند. این شاید به نظر شکافی وسیع برسد - حدود 6 نمره IQ اختلاف - اما تنها تا هنگامی که به یاد بیاوریم هر کس در محدود IQ بین 90 تا 109 قرار بگیرد، فرد دارای "هوش متوسط" تلقی می شود. به بیان عملگرایانه درباره این امر فکر کنیم: قادرید تفاوت فردی که IQ معادل. 97 دارد را با کسی که IQ معادل 103 دارد بیان کنید؟ یا حتی دو فرد با IQ معادل 90 و 109؟ این بسیار نامحتمل است. پس واقعا همه آن چه کانازاوا نشان داد این است که فرد معمولی از هوشی معمولی برخوردار است فارغ از این که چقدر مذهبی باشد.


 نتیجه گیری


پیام محصول بحث؟ هیچ پژوهشی نشان نداده که خداناباوران به طور قابل ملاحظه ای باهوش تر از گروه های بسیار مذهبی باشند. زمان آن رسیده که این افسانه خداناباوران باهوش تر را پایان دهیم.


منبع: The myth of smarter atheists

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

قدرت گرفته از بلاگ بیان