ابوتراب

ابوتراب


 کان عمر یتعوذ باللَّه من معضلة لیس لَهَا أَبُو حسن.

وقال فِی المجنونة التی أمر برجمها وفی التی وضعت لستة أشهر،

فأراد عُمَر رجمها.

فَقَالَ لَهُ علی: إن الله تعالى یَقُول: وحمله وفصاله ثلاثون شهرا، الحدیث.

وَقَالَ لَهُ: إن الله رفع القلم عَنِ المجنون، الحدیث، فکان عُمَر یَقُول: لولا علی لهلک عمر.


عمر می گفت پناه می برم به خدا از مشکلی که علی در آن نباشد.

و درباره زن دیوانه ای که عمر امر به سنگسار او کرد و در مورد زنی که شش ماهه بچه اش به دنیا آمده بود،

پس عمر خواست که آن را سنگسار کند.

پس حضرت علی به او گفت همانا خدای متعال می گوید: و حمل زن و شیر دادنش سی ماه است،

و همچنین به او گفت: همانا خدا تکلیف را از دیوانه برداشته است، پس عمر می گفت :اگر علی نبود عمر هلاک می شد.


الاستیعاب، ج ۳ ، ص ۱۱۰۲ - ۱۱۰۳

نظرات  (۳)

  • عبدخدا حسانه
  • سلام

    مولاجان ببخشید

    خیلی عالی موفق باشید

  • رافضیــة ...
  • حیــــــــــــــــــدر
    حیدر...

    التماس دعا
    فقط حیدر امیرالمومنین است....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">